
xa0 xa0 xa0 xa0 رفتمنخواست که بمونمصدایم نکردنگفت : نرو، برگرد!!و من رفتم!رفتم به سویxa0تنهاییو انتظار شنیدن صدای اوکه بگوید دوستت دارم برگرد...
ادامه مطلب
xa0 xa0 تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی.. xa0 xa0 اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!xa0...
ادامه مطلب
xa0 یادم است ؛ گفته بودمت که با تو زندگی ، غرق ِ بوسه های عاشقانه می شود ! واژه های گرم " دوست دارمت" ، حک به روی قلب ِ این زمانه می شود ! حال ؛ حسxa0من به تو ، ببین چگونه شاعرانهxa0xa0می شود : xa0 و آن زمان ، که گرد زعفرانیxa0xa0ِ خورشید بروی یاس های آرزو ،xa0xa0فشانده می شود ، و طاقxa0xa0ِ آسمان شب به شوق قصه های ناب تو ، پر از ستاره می شود و ماهتاب آرزو ز دورها و دورها ، به کهکشان قلب عاشقت ، کشانده می شودxa0xa0؛ تمامxa0xa0ِ من ،xa0xa0سراسر از خیال توxa0xa0، پر از ترانه می شود ؛ پر از سرود و ...
ادامه مطلب